X
تبلیغات
..:: چـــــکاد ::.. - قسمت6 خلاصه کتاب ارزشمند" زیبایی شناسی در معماری " اثر یورگ گروتر،ترجمه جهانشاه پاکزاد
جستاری در باب عمران و معماری...

عناصر فضا :

1-   کف : تغییرات در جنس,اختلاف ارتفاع ,بافت و رنگ کف باعث تغییر و بوجود آمدن فضا میشود. کف به تنهایی قادر به تعریف فضا هست.

2-   سقف : یا بام. فرم پوشش سقف می تواند تاثیری کاملا بارز در شخصیت کلی فضا داشته باشد.

3-   دیوار : در حالت کلی فضا نیازمند کف است ولی به دیوار احتیاج ندارد. اگر بجای دیوار از شیشه استفاده شده باشد فضا از لحاظ فیزیکی محدود شده ولی از لحاظ بصری تداوم دارد.

فضا از طریق عناصر تعریف کننده آن شناخته می شود . چارلز مور: وقتی از یک کف و یک سقف و چهار دیوار ,یک اطاق ساخته می شود,در کنار این 6 عنصر ,عنصر هفتمی هم وجود دارد که فضا نام دارد و این عنصر اثری  بیش از عناصر فیزیکی دارد که فضا توسط آن ساخته شده است.

کیفیت فضا تابع عناصر متشکله آن و ارتباط این عناصر با هم است و این عوامل تحت تاثیر مشخصه های زیر هستند:

الف – ابعاد عناصر : اندازه ,تناسب و فرم فضا تعیین می شود

ب – موقعیت عناصر نسبت به یکدیگر

ج – نوع عناصر: جنس,بافت و رنگ

د – باز شو ها و یا گشایش ها که تعیین کننده ارتباط فضا هاست

-بازشوها

 تمامی تاریخ معماری فقط به روزنه دیوارها می پردازد «لوکوربوزیه»

در بناها به دو نوع است : نوع 1) بناهای پُر » فضای کاملا بسته که اگر لازم باشد قسمتی از آن را باز می کنیم. در این نوع ساختمان عناصر جدا کننده همان عناصر سازه ای اند(ساختمان های با مصالح بنایی)

نوع 2) بناهای باز » فضا کاملا باز است و هرجا که لازم باشد آنرا میبندیم .در این نوع بنا عناصر جداکننده و عناصر باربر و سازه ای از هم جدا هستند(اصطلاحا ساختمانهای دارای اسکلت باربر)

 


انواع بنا در دنیای باستان

نوع 1) معماری روم    نوع 2) معماری یونان

-پله : به عنوان جدا کننده فضا همواره این سوال را مطرح میکند : در پایین یا بالای پله چه چیزی در انتظار من است...حتما اتفاقی روی داده است که دو فضا را بوسیله پله تفکیک کرده اند.

پله وسیله ای برای القای بیان عظمت در معماری است.

n       اولین ساختمان بتن آرمه توسط آگوست پره در فرانسه ساخته شد (Ruefranklin)

انعطاف پذیری و معماری  :  نظریه ای که بیشتر در معماری مدرن مطرح شد:رابرت ونتوری در این باره میگوید : فضاهای چند عملکردی احتمالا جواب قانع کننده ای برای معماران مدرنی است که در تلاش رسیدن به انعطاف هستند . تجهیزات متحرک اند در بیننده این احساس را بوجود می آورند که فضا تغییر پذیر است. این انعطاف پذیری احساسی است نه فیزیکی. علاوه بر این چنین فضایی در ما احساس اطمینانی بوجود می آورد که نمی توان آنرا نادیده گرفت چند خاصیتی بودن واقعی فضا میتواند نه انعطاف پذیری عملکردی منجر شود.

نمونه ای از انعطاف پذیری در معمکاری مدرن(پروژه تئاتر جامع برلن (پروژه اجرا نشده) که دارای چندین صحنه نمایش بود

نمونه انعطاف پذیری در تمدن های معماری » معماری ژاپن

n       جهت یابی در فضا : دو سیستم ادراکی در این باره وجود دارد : قیاس بصری – حس جنبشی » ارگانهای تعادل در گوش واحساسهای عضلانی بوجود آورنده آن است » یعنی به دلیل وجود جاذبه زمین همواره ما می توانیم بالا و پایین را تشخیص دهیم

محورهای واقع در صفحه ی قائم : محور افق : جدا کننده آسمان از زمین(خط افق) محور عمودی ارتباط دهنده ی آسمان و زمین (ارتباط خدا و انسان» کاربرد در آموزه های دینی)

سمت چپ : سبکتر – کمتر و .... است

پایین : سبکتر و کمتر و ... است

بنابراین :

اجسامی که در سمت چپ و پایین واقعند سبکترین حالت را دارند.

    یک تماشاگر آماردگی بیشتری دارد که هویت خود را در آنچه در طرف چپ صحنه میبیند بازیابی کند تا آنچه در طرف راست است. این واقعیتی است که در تئاتر و سینما از آن استفاده میشود. طرف چپ صحنه تئاتر مهمتراست . کسی که ایفای نقش اصلی را دارد تا آنجا که ممکن است باید در طرف چپ صحنه بازی کند. از این طریق بینندگان راحتتر میتوانند خود را جای او بگذارند و همه چیز را از دریچه چشم او ببینند.(نیمه چپ مغز برتر از نیمه راست مغز  است ! شاید! )

·       


  فرم یا صورت :

از زیر بار مسئولیت شانه خالی نکن خودت را با فرم درگیر کن , در فرم است که تو انسان  را باز خواهی یافت (لوئیجی اسنوزی)


صورت و شکل : (فرم – گشتالت) این دو در ارتباط با یکدیگر هستند و هر دو از یکی ریشه اند(در زبان لاتین) FORMA. گشتالت یا شکل عبارت است از کلیت قابل رویت – فرم: تظاهر هر حسی و واضح یک شی .

هر دو مفهوم ,گویای جچلوه ظاهری یک شی هستند اما باهم برابر نیستند.


لویی کان : صورت با شکل یکی نیست. شکل به طرح مربوط است اما صورت به نمایش گذاشتن اجزاء جدایی ناپذیر می پردازد. طرح به آنچه که این به معرض دید قرار دادن-صورت- می خواهد به ما بگوید واقعیت می بخشد

آدورنو :صورت چنانچه از خود لفظ پیداست فرم یک "چیز" است و خود آن "چیز" اجازه ندارد به تکرار بی مورد خود منجر شود ... و در جایی دیگر میگوید : میزان موفقیت زیبایی شناسی تابعی است از میزان موفقیت فرم در انتقال محتوا ....  فرم > ایده > محتوا ....> بنابراین فرم از محتوی تبعیت میکند

شکل (گشتالت) گویای نوع استفاده از صور (فرمها) و نیز ارتباط آنها با یکدیگر است.

و تنها از نظر تئوریک می توان تشخیص داد که این دواز هم جدا اند چه در عمل هر صورتی (فرمی) شکل پدازی شده است و شکل هر چیز همیشه شامل صورت آن نیز هست.

2-   


   فرم-فرهنگ

فیلیپ درو : درست همان طور که زبان تنها وسیله بیان افکار است (گفتاری و نوشتاری) خلق فرمهای فیزیکی نیز احتیاج به وجود تصورات ذهنی و فرم های اولیه دارد.

سیر تکاملی یک زبان فرمی برای رسیدن به بلوغ –یعنی به مرحله این که تمامی یک فرهنگ را معرفی کند- احتیاج به زمان و اصطحکاک دارد تا با این اصطحکاک در طول زمان صیقل لازم را بیابد . (یعنی یک الگوی فرمی برای یک فرهنگ پایدار باید چون زنجیری به الگوهای ماقبل آن پیوند خورده باشد.نه اینکه مانند معماری مدرن به ناگاه و یکدفعه تمام آنچه فرهنگ بوجود (تاریخ) آورده بود را از بین ببرد و مختص به یک عده خاص از طراحان باشد)

3-    


  صورت (فرم) و ساختار : فضا بوسیله عناصری که آنرا محدود کرده اند شناخته و تعریف می شود . این عناصر و ارتباطشان با یکدیگر هستند که شخصیت یک فضا را می سازند و به فضا فرم می دهند .

برای بوجود آمدن نظم در دنیای فرمها ...> فرمها : الف) باقاعده   ب) بی قاعده

الف) فرمهای باقاعده : تابع قوانین هندسی-قابل پیش بینی- این فرمها دارای ساختار یا استخوانبندی هستند ودر فرایند تشخیص ساختار از خطوط و اجزاء تشکیل دهنده مهمتر است

ب) فرمهای بی قاعده : فاقد ساختار است-قابل پیش بینی نیست و به همین دلیل بدیع است بنابراین براساس قانون تجربه آنرا نزدیک و شبیه آنچه برای ما قابل در است میکنیم ...>مثل هما ن مثال ابرهای آسمان


برچسب‌ها: معماری, زیبایی شناسی, عناصر فضا
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1391ساعت 12:19  توسط علی احمدی  |